ميرزا محمد حيدر دوغلات
462
تاريخ رشيدى ( فارسي )
ملكى كه از انتظام افتاده بود چون مرتب و منظم تواند داشت ؟ « 1 » آنقدر كرد كه بعد از پدر پنج روز توقف نمود تا آنكه خبر دورى پدر و نزديكى لشكر خصم رسيد . وى نيز به آنچه ممكن بود از بقاياى خزاين برداشت و حكم عام فرمود كه هر كه هرچه خواهد بردارد و هر كسى كه از مغول هراسى داشت با وى بدر رفت و ساير الناس خلايق با بقاياى خزاين و انبار درافتادند ، به اتلاف و اسراف « 2 » مىبردند و « 3 » مىريختند و مىسوختند تا بعد از چهار روز كه ميرزا جهانگير رفت ، خواجه على بهادر رسيد با دويست سيصد « 4 » نفرى و بعد از دو روز خان رسيد و شرح اين عنقريب خواهد آمد . ميرزا جهانگير ( 213 ر ) به سانجو كه سرحد راه تبت است رفت ، اما ميرزا ابابكر به ختن رفت و در قلعه ختن نيز محل اقامت نديد تا قرانغوتاغ رفت . چون با قرانغوتاغ رسيد ، در پى ، ايلغار مغول رسيد . راهها تنگ بود ، آن همه احمال را بردن متعسر بلكه متعذر بود . هر رخوت كه بود تمام آن را جمع ساخت ، آتش در وى زد . از موكلان آن شنيدم كه نهصد خچر 470 بار رخوت و ديباج و ثياب كمخاب « 5 » بود كه اكثر آن مذهب به انواع تذهيبات فرنگى و رومى و خطايى و اكثر ثياب مذهب مرصع مكلل بود به ثوامن 471 درر و لآلى و انواع حجرات و جواهر قيمتى . آن همه را پاكاپاك بسوخت و اوانى و ظروف نقره و طلا و انواع پيرايهء مكلل مرصع و خرجينهاى پر از طلى ريگ همه را در درياى آقتاش « 6 » كه ميان قرانغوتاغ جاريست از بالاى پل انداخت و اسبان تپچاق راهوار و استران قطار همه را كشت . به آنچه در اين راه گنجايش داشت بر سمت تبت روان شد . چون با تبت رسيد قلاع و بيامى « 7 » 472 كه ترتيب داده بود همه را مردم او گذاشته متفرق شده بودند . تمام قلاع و ذخاير باز بدست كفرهء تبت راجع شده بود . 473 از اين جهت در تبت نيز مهمى صورت نبست . چون از گردش اين چرخ آبگون ، تلاطم امواج محن متلاطم گردد - نعوذ باللّه منها - به هيچ وجهى تخته پارهء تدبيرى به دست نيايد كه بدان
--> ( 1 ) . نگ : - چنان نظام . . . داشت . ( 2 ) . نب : اصراف . ( 3 ) . نگ : - به اتلاف . . . و . ( 4 ) . نب : با دو بيت سه صد / نگ : با دو سه هزار . ( 5 ) . نگ : - و ديباج و ثياب كمخاب . ( 6 ) . نب : اقاش . ( 7 ) . نگ : - بيامى .